یادش بخیر بچه که بودم؛خیلی خیلی بیشتر از الان عاشق آلوچه و لواشک بودم؛مامانمم اجازه نمیداد بگیرم میگفت بهداشتی نیست؛بخاطر همین خلاقیت بخرج میدادم پوست و دونه چند تا لیمو امانی رو میگرفتم مشمبا فریزر برمیداشتم دو قسمت میکردم یخورده هم آبلیمو و نمک و یکم آب اضافه میکردم مواد لازم رو میکس میکردم میریختم رو مشمبا با قاشق صاف میکردم بعدش قسمت دیگه مشمبا رو روش میکشیدم به خیال خودم آلوچه درست میکردم دیگه،بعد میبردم تو یخچال قایم میکردم اون قسمتی که دید نداشته باشه که خنک بشه در سر فرصت و اسرع وقت برمیداشتم میبردم پشت در اتاق هول هولکی و با لذت میخوردم….حالا اینا کنار مادر بزرگمم با گوجه سبز لواشک درست میکرد منم از اونجا که بچه شر و شیطونو فضولو سر به هوا بودم و به همه جا سرک میکشیدم جای لواشکارو پیدا کردم و ازین لواشک بزرگا بود که باید برش میدای نصفشو همونجا قورت دادم نصفشم قایم کردم شب گذاشتم زیر بالشم که صبح از خواب بیدار شدم بردارم که یادم رفت و رسوا شدم وقتی رفتم دستو صورتمو بشورم اومدنی دیدم خاله هام مامانم از خنده غش رفتن مامانم میگه خاک تو سرت نشه دختر اینارو از کجا پیدا کردی؟اینا خودشون نمیدونن جاشو…تازه بعضی وقتام میرفتم بالای درختشون “گوره،قوره”میچیدم بهم میگفتن میمون باز رفتی بالای درخت؛خلاصه من از زیر حرفو کتک و حسابتو میرسم بالاخره میریم خونه و بالاخره میای پایین در میرفتم؛…یاش بخیر یا نخیر بچه ها؟؟؟بخیر…بخیر…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

می تونید به صورت مهمان پست بزارید و یا ثبت نام کنید و جوک ها و جملات زیباتون رو به اسم خودتون بنوسید کپی از جوک ها آزاده و میتونید توی سایتتون قرار بدین و همچنین شما میتونید هر پست رو در هر روز یکبار لایک کنید
محبوب ترین های هفته
  • No posts liked yet.
محبوب ترین ها
  • No posts liked yet.